بیانیه دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران
به پایندگی ایران2
*بیانیه شماره ۲ دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران در خصوص حوادث اخیر کشور*
به پایندگی ایران
ضرورت مسؤولیتپذیری، آشتی ملی و بازگشت بیقیدوشرط به اراده مردم
در شرایطی که ایران با انباشت بیسابقهای از بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مواجه است، دیگر نمیتوان با انکار، فرافکنی و روایتسازیهای تکراری، واقعیت را پنهان کرد.
امروز بیش از هر زمان روشن شده است که ریشه بخش بزرگی از این بحرانها، نه در «دشمنان فرضی»، بلکه در مسؤولیتگریزی ساختاری، ناکارآمدی مزمن، فساد سیستماتیک، تبعیض نهادینه و بیاعتنایی مستمر به اراده مردم نهفته است.
سالهاست که حاکمیت، بهجای پذیرش سهم خود در وضعیت موجود، ناکامیها را به بیرون نسبت داده و با آدرسهای غلط، جامعه را در چرخهای فرساینده از بحران، سرکوب و بیاعتمادی گرفتار کرده است.
نتیجه این رویکرد، چیزی جز انسداد سیاسی، انسداد اجتماعی، فروپاشی سرمایه اجتماعی و نابودی امید عمومی نبوده است.
امروز باید صریح گفت:
«بازداشت، زندان، تهدید و ارعاب نه راهحل بحران است و نه حتی مُسکن آن».
این ابزارها تنها نشانه ناتوانی در مواجهه صادقانه با واقعیتاند و خود به تشدید بحران مشروعیت دامن میزنند.
راه برونرفت روشن است:
بازگشت به مردم، نه بازداشت مردم.
هیچ کشوری با سرکوب از بحران عبور نکرده است.
هیچ حکومتی با دشمنسازی دائمی مشروعیت از دسترفته را بازسازی نکرده است.
و هیچ جامعهای بدون اعتماد عمومی، به ثبات و توسعه دست نیافته است.
دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران تأکید میکند که عبور مسالمتآمیز از وضعیت کنونی، تنها بر پایه اصول بنیادین زیر امکانپذیر است:
۱. آشتی ملی؛ پایان سیاست حذف و بازسازی اعتماد ویرانشده
آشتی ملی یک شعار تزئینی یا تاکتیکی نیست؛
یک ضرورت تاریخی و شرط بقا و آینده ایران است.
کشوری که بخش بزرگی از شهروندانش خود را حذفشده، تحقیرشده یا در معرض تهدید دائمی میبینند، قادر به ساختن آینده نخواهد بود.
آشتی ملی یعنی:
-پایان دادن به دوگانهسازیهای خطرناک و ویرانگر «خودی/غیرخودی»
-به رسمیت شناختن رنجها، خسارتها و زخمهایی که بر مردم ایران تحمیل شده است
-گشودن درهای گفتوگوی ملی میان همه جریانها و دیدگاهها، بدون پیششرطهای امنیتی و حذفگرایانه
-بازگشت به ملت بهعنوان منبع مشروعیت، نه پناه بردن به روایتهای امنیتی و توجیهگر
-آشتی ملی یعنی ترمیم اعتماد عمومی؛ نه تعمیق شکافها و استمرار سیاست طرد.
۲. عفو عمومی و بازگشت آزادانه مهاجران؛ توقف خودویرانگری و احیای سرمایه انسانی
در سالهای گذشته، هزاران ایرانی—بهویژه جوانان، نخبگان و نیروهای متخصص—نه از سر میل، بلکه از سر اجبار، ترس و ناامنی روانی و شغلی، کشور را ترک کردهاند.
این مهاجرت گسترده، نتیجه مستقیم فشارهای امنیتی، پروندهسازیهای سیاسی، تبعیض ساختاری، فروپاشی فرصتهای شغلی و نابودی امید به آیندهای قابل پیشبینی است.
ادامه این روند، چیزی جز تهیسازی ایران از سرمایه انسانی و تضعیف بنیانهای توسعه نیست.
عفو عمومی و بازگشت آزادانه مهاجران یعنی:
پایان دادن به پروندهسازیهای سیاسی و امنیتی
بازگرداندن نیروی انسانیای که کشور بهشدت به آن نیاز دارد
ترمیم پیوندهای گسسته میان ملت و حاکمیت
ایجاد شرایطی که جوان ایرانی بتواند در وطن خود بماند، کار کند، رشد کند و آینده بسازد
باید صریح گفت:
هیچ کشوری با فراری دادن بهترین فرزندانش آباد نشده است.
۳. رجوع به مردم از طریق رفراندوم؛ اصل فراموششده حاکمیت ملت
در قانون اساسی ایران، اصلی صریح و روشن وجود دارد که سالهاست عملاً به محاق رفته است:
اصل رجوع به رأی مستقیم مردم از طریق رفراندوم.
وقتی انسداد سیاسی عمیق میشود،
وقتی شکاف دولت–ملت به مرز خطرناک میرسد،
وقتی اعتماد عمومی فرو میریزد،
تنها راه مشروع، عقلانی و مسالمتآمیز، پرسیدن نظر مردم است.
رفراندوم تهدید نیست.
رفراندوم بحرانساز نیست.
رفراندوم ابزار حل بحران از مسیر اراده ملت است.
ترس از رأی مردم، نشانه قدرت نیست؛
نشانه بحران مشروعیت است.
۴. نقد مسؤولانه اپوزیسیون؛ پایان هیجانزدگی و احترام به جان مردم
مسؤولیتپذیری، صرفاً متوجه حاکمیت نیست.
بخشی از نیروهای سیاسی خارج از ساختار قدرت—در داخل و خارج کشور—نیز باید با شجاعت، سهم خود را در وضعیت امروز بپذیرند.
در سالهای اخیر، برخی جریانها با شعارهای حداکثری، تحلیلهای غیرواقعبینانه، و تحریک احساسات عمومی بدون ارائه مسیر عملی، جامعهای بیدفاع را به میدانهایی کشاندند که هزینه اصلی آن را مردم عادی، خانوادهها و نسل جوان پرداختند.
نقد این رویکردها، نه تضعیف جنبش اجتماعی است و نه همصدایی با سرکوب؛
بلکه دفاع از عقلانیت جمعی و جلوگیری از تکرار چرخههای پرهزینه شکست است.
نقد مسؤولانه اپوزیسیون یعنی:
پرهیز از شعارهای بزرگ بدون پشتوانه واقعی
خودداری از تحریک هیجانی جامعه بدون راهبرد مشخص
پذیرش اشتباهات و بازنگری صادقانه در روشها
احترام به جان، امنیت و کرامت مردمی که همواره بیشترین هزینه را میپردازند
کنار گذاشتن رقابتهای فرساینده و اولویت دادن به منافع ملّی
باید با صراحت گفت:
هیچ تغییر پایداری با هیجانزدگی، بیبرنامگی یا اتکای صرف به فضای مجازی شکل نمیگیرد.
سخن پایانی
ایران زخمی است، اما زنده است.
مردم خستهاند، اما شکستخورده نیستند.
و هیچ قدرتی—اگر خود را مطلق و پاسخناپذیر بداند—نمیتواند برای همیشه در برابر خواست جمعی ملت برای زندگی شرافتمندانه بایستد.
اگر امروز کشور در انسداد فرو رفته است،
راهحل آن نه زندان است،
نه تهدید،
نه فرافکنی.
راهحل، بازگشت شجاعانه و صادقانه به مردم است؛
از مسیر آشتی ملی، عفو عمومی، بازگشت آزادانه مهاجران، نقد مسؤولانه همه نیروهای سیاسی، و رجوع بیواسطه به رأی ملت.
دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران
*بهمن ۱۴۰۴*